زمستان و مستان
رندان سلامت می کند جان را غلامت می کند مستی زجامت میکند مستان سلامت می کند دیدار با امیرعلی خلوت خاموش میهمان مشق های شبانه ام; من , ساعت بی تاب دلتنگی ام را با بسته شدن چشمهای تو کوک کرده ام امشب هم میهمان کاغذ و قلمم شده ای,با واژه هایی نامتوازی میزبانت شده ام دیروقت است.ساعت ها را خوابانده ام بگذار ازین روزها برایت بنویسم; در این برودت بی برف که آسمان مکدر است تقویم نگاه تو , تابستان و طلای خورشید را تکرار میکند باور کن شاد میگذرند این روزهایم به رسم شادیهای کودکانه ی تو!...
نویسنده :
مامان
0:54



